بنویس
گاهی یک جمله مسیر یک زندگی را تغییر می دهد
نویسندگان
نظر سنجی
اگر خداوند قبل از بدنیا آمدنتان از شما سوال می کرد که آیا حاضرید به این دنیا بیایید جوابتان چه بود؟



هر رفتنی یک آمدنی دارد ، ولی لزوما آن کسی که می آید همانی نیست که رفته بود!




آراس



طبقه بندی: حرف دل، جملات قصار، دست نوشته ها،
[ جمعه 6 مرداد 1391 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ اراس ]
بعضی رابطه ها هستند که هم من می دونم وجود داره و هم تو ، ولی طوریه که انگار چیزی وجود نداره ! چه جوری بگم ؟! هم هست و هم نیست! شک نکن ، هست ! اما خیلی راحت می تونی بگی اصلا چیزی وجود نداره ، گرچه من قانع نمی شم ولی دیگران چرا !








طبقه بندی: حرف دل، دست نوشته ها،
[ سه شنبه 3 مرداد 1391 ] [ 12:51 ب.ظ ] [ اراس ]
چقدر بده در گیر کسی بشی که بودن و نبودنش ، هر دو باعث رنجته!




آراس



طبقه بندی: جملات قصار، حرف دل، دست نوشته ها،
[ دوشنبه 2 مرداد 1391 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ اراس ]
فکر می کنی تمام مشکلت منم؟!
فکر می کنی با رفتن من آرامش به زندگیت بر می گرده ؟!
منم همین فکر رُ راجع به تو می کردم!خیلی زود فهمیدم اشتباه می کردم!
برو!
برو!
حالا که می خوای بری ، برو!
ولی یادت باشه دوری از من بهت آرامش نمی ده!اینو دیر یا زود می فهمی!
شاید تا الان فهمیده باشی!
مگه اینکه یکی بهتر از من یا حداقل یکی تو سطح من پیدا کنی!!!
اون موقع ملالی نیست واست، حتی دوری من!



طبقه بندی: حرف دل، دست نوشته ها،
[ جمعه 30 تیر 1391 ] [ 09:22 ب.ظ ] [ اراس ]
جاتون خالی...!
دیروز از صبح دسته جمعی رفته بودم کوه های سرسبز مسیر اسالم-خلخال.
کلا خوش گذشت!
در همین بین که داشت خیلی خوش می گذشت(!) یه نکته ای نظرم رُ جلب کرد.
چند تا بچه ی فسقلی شروع کردن به اذیت کردن یه گاو.
این گاو هم خوب وقتی این بچه کوچولو ها میومدن طرفش ازشون دور می شد.
اما خوب این بچه ها وقتی چند بار گاو رُ اینجوری فراری دادن حول برشون داشت که این گاو با اون شاخاش از اینا می ترسه!
خلاصه یه بار ... دو بار ... سه بار...
بالاخره این آقا گاوه ی داستان ما عصبانی شد و فقط شاخاشو واسشون تکون داد که این بچه ها از ترس پریدن بغل مامان بابا هاشونو زدن زیر گریه!
خوب این داستان خیلی سادست!همه مون می دونیم این گاو با شاخش حتی می تونه آدم های بزرگ رُ هم از پا در بیاره چه برسه به چند تا فسقلی اما دلیل دور شدنش از بچه یه چیز دیگه ست!
.
.
.
داستان زندگی ما آدماست
یا بهتر بگم داستان زندگی 1.5 سال اخیر من بود!
اینجا من نقش آقا گاوه رُ بازی می کردم!!!
یه بار چرت و پرت گفت بهش چیزی نگفتم!
دفعه ی دوم هر چی از دهنش در اومد گفت و باز سکوت کردم !
دفعه ی سوم هرچی از دهنم در اومد بهش گفتم!
این سکوت های من باعث شده بود خودش و دوستش دروغ هاشونو باور کنن!
به موقع حرفایی زدم که بفهمن سکوت من از این نیست که جوابی ندارم! بلکه از درک بالامه!
حالا که تو فهم و شعورت در حدی نیست که معنای سکوتم رُ درک کنی و هی دروغاتو تکرار نکنی ، منم سکوتم رُ می شکونم و حرفایی که 1.5 سال بود تو دلم بود رُ می زنم!
چیه چرا ساکت شدی؟!چرا لحن صحبتت عوض شد؟
می گن جواب ابلهان خاموشی است ولی وقتی اون یارو ابله تشریف داره، مطمئنا نمی تونه معنای سکوتت رُ هم درک کنه! تو اینجور موقع ها یه جواب دندان شکن(!) بعد از مدت ها سکوت ( به این بهانه که شاید فهمید ) خیلی می چسبه!
آدم خالی میشه!



طبقه بندی: حرف دل، دست نوشته ها،
[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 08:37 ب.ظ ] [ اراس ]
خدایا خیلی دوست دارم به بار با هم بشینیم از اون اول اول ، کل زندگی مو مرور کنیم بعد

تو واسم حکمت تمام بلاهایی رو که سرم اومده ، بگی...!




آراس



طبقه بندی: دست نوشته ها، جملات قصار،
[ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 09:59 ب.ظ ] [ اراس ]

یک از سخت ترین تصمیمات زندگی ، گرفتن اون دسته از تصمیماتی هستند که در ظاهر ، بد قصه میشی ولی در باطن دنبال خیر برتری هستی که از اتفاق افتادنش هم مطمئن نیستی و حتی اگر اتفاق هم بیفته هرگز دیگران آنرا درک نخواهند کرد.

 

  آراس 

پ.ن:شاید برای همیشه بد اون قصه بشی.خیلی تصمیم سختیه.انجام این کار شجاعت زیادی می خواد!




طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ شنبه 5 شهریور 1390 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ اراس ]

سر ظهر تو محله داشت داد میزد که آی مردم بیایین پارچه ی ارزون دارم و یکی هم که خوابیده بود رُ بیدار کرد و اونم عصبانی و درگیری و سرانجام هم قتل...

با یکی دعواش میشه و هلش میده و اون طرف هم سرش میخوره به میز ُ سرانجام قتل...

.

.

.

داستان این قاف قتل هم با قاف دیگری به اسم قصاص تموم میشه...

.

.

.

جمله ی تکراری اون که دیگه رفته و با قصاصش دیگه زنده نمیشه رُ تکرار نمی کنم.بلکه میگم تو قتل های غیر عمد(البته همه ی این مثال های که زدم متاسفانه تو سیستم قضایی ما عمد تلقی میشه) نباید با اقدام به کشتن ،  فرد را به مجازات رساند.بلکه به نظرم چند سال زندان حقشونه .توجه کنید که میگم حقشون همون زندانه نه اعدام.

شما یکبار خودتون را جای اون فرد بگذارید.

عصبانی میشید و قتلی رخ میده.آیا واقعا حقتون اعدامه؟ شاید بگید باید عصبانیتمون رُ کنترل بکنیم .من هم همین رُ میگم ولی حالا که این اشتباه خیلی بزرگ رخ داده نباید جون کس دیگه ای رُ هم گرفت و چند سال(10سال ، 20 سال نمی دونم چند سال دیگه...) زندان واسه اینکه طرف رُ به خودش بیاره که دیگه تو چند کیلومتری  یه دعوا هم پیداش نشه.علاوه بر این این فرد بعد از آزادی هم زندگی طبیعی ای نخواهد داشت.

به نظرم ما حس انتقام گیریمون باعث میشه که بگیم چون حالا این یارو بردادرم رُ ، فرزندم رُ ، همسرم رُ و... کشته پس خودش  هم باید بمیره!میگیم اونی که رفته خیلی آرزو ها داشت.آدم خیلی خوبی بود و حالا یکی باعث و بانی رفتنش شده و همه ی کاسه کوزه ها رُ سرش خالی می کنیم .

البته من مثل خیلی ها که کلا با اعدام مخالف هستند با حذف کلی اعدام موافق نیستم.بعضی ها هستند که کاملا عامدانه آدم می کشن.این افراد باید اعدام بشن.البته تشخیص اینکه عمد بوده یا نه هم سخته.ولی هدفم این بود که بگم متاسفانه تو سیستم امروزی ما اعدام هایی واسه قتلهایی اتفاق می افته که عمد ِ عمد نبودن .

 بگو مگو و دعوا و سرانجام هم یه ضربه به سر در زمان عصبانیتی که فرد در حالت عادی نیست و کنترل خودش رُ به صورت کامل نداره  و بعدشم قتل و اعدام...

این رُ قتل عمد به حساب میارن و میگن چون ضربه به سر زده باید میدونست که احتمال قتل هست و نباید این کارُ می کرد و چون انجام داده پس قتل عمد ِ و اعدام...

بازم میگم من تایید نمی کنم این کار رُ.بلکه از مجازات این فرد صحبت می کنم اما مجازاتی که حقش باشه!

خواستم یه عکس از اعدام بذارم.دلم نیومد...!




طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ اراس ]

حالا که به زندگیم نگام می کنم کلی کار انجام دادم که نباید انجامشون می دادم!

نه اینکه نباید انجامشون میدادم.نه! باید انجامشون میدادم اما نه اون موقع!

خیلی کارا که انجام دادم هنوزم که هنوزه وقت واقعی انجام دادنشون نرسیده!

.

.

.

حیف که زود بزرگ شدم

یا

حیف که خواستم زود بزرگ بشم!




طبقه بندی: حرف دل، دست نوشته ها،
[ چهارشنبه 26 مرداد 1390 ] [ 10:14 ب.ظ ] [ اراس ]

از دعواهایی که سر هیچ و پوچ اتفاق می افتن بدم میاد!

هیچ و پوچم که نه!یه چیزایی هست ولی باید از کنارش ساده گذشت!

ولی حیف که نمی گذرند!

حیف که آتیشی به پا میشه که همه رو تو خودش میسوزونه!

کاش کمی کوتاه می آمدیم...!

فقط کمی...!




طبقه بندی: دست نوشته ها، حرف دل،
[ جمعه 21 مرداد 1390 ] [ 11:13 ب.ظ ] [ اراس ]

آیا دنیا بر عدالت ساخته شده؟

این عدالته که من از اول زندگی تو راحتی بودم و هرچی خواستم و هر آرزویی داشتم میتونستم به راحتی یا حداکثرش با تلاش بهش برسم اما کس دیگه ای اگه کل زندگیش رو هم بخواد تلاش کنه ، شرایط خانوادگی ایش نمیذاره حتی یه زندگی نسبتا راحت داشته باشه!

اون بچه ای که تو یه خانواده ی فقیر با یه پدر مادر معتاد بدنیا می یاد میتونه به جایی برسه؟

چند نفرشون می تونند خودشونو از زندگی بدشون خلاص کنن و واسه خودشون کسی بشن! یا اگه کسی نشدن حداقل یه زندگی سالم حداقلی رو برای خودشون دست و پا کنن!

غیر اینه که یه بچه ای که تو یه خانواده ی تحصیل کرده و ثروتمند (منظورم در حد نرماله) بدنیا میاد از همون اول زندگیش آینده اش تامینه؟!

اینا را که داشتم می نوشتم یاد پیامکی که از دوستم احمد بهم رسید افتادم:

 

زندگی را معنی کن،

آری با تو هستم ای همدرد!

بگو با من:

چه معنی دارد این کهنه هیاهوی غریب...؟

معنیش چیست؟

این طرف کودکی اشراف زاده و گستاخ ،

می کند قهر از سر سفره ی رنگارنگ!

آن طرفتر زیر باران کودکی مسکین می فروشد گل ،

برای لقمه ای نان ،

معنیش چیست؟

معنیش چیست؟

بگو با من

 

فکر کنم بهتره به آقای بیل گیتس بگم جملتون 100 در صد درست نیست که می گید:اگر فقیر بدنیا امدید تقصیر شما نیست ، ولی اگر فقیر از دنیا رفتید تقصیر خودتان است!

البته این جمله ، جمله ی خیلی قشنگ و امیدوار کننده ای هستش که منم خیلی قبولش دارم ولی همه چیزو در بر نمی گیره!بعضی زندگی ها هست که... 

 

 

من فکر می کنم اشتباهه اطلاعات غلط دادن!

الکی امیدوار کردن!

واقعیت اینه که ما باید با خیلی از واقعیت ها کنار بیاییم!

من منکر وقوع اتفاقات بزرگ تو زندگی نیستم.منکر این نیستم که خیلی از کسانی که امروزه در نگاه ما(البته در نگاه ما) زندگی خوبی دارن،از صفر به این جاهای فعلیشون رسیدن! ولی می خوام بگم این اتفاق واسه همه نمی افته!

می خوام بگم یک انسان باید امید داشته باشه به بلندترین قله های زندگی برسه! اما اگه نرسید چی؟

من می خوام بگم الکی مردم را امیدوار نکنیم!

میگن هرچیزی از دور زیباست!

عمیقا به این باور دارم!

باور کنید اون زندگی راحتی که خیلی ها دنبالش هستن واقعیت نداره!مشکل تمومی نداره!

اون فردی که از نگاه دیگران خوشبخته شاید(من میگم اکثرشون) خوشبخت نیستند!

انسان کمال طلبه! معنی نداره در یک جا متوقف بشه!

دانش آموز ضعیفی را در نظر بگیرید که همیشه فقط با نمره های 10-11 درسهاشو پاس می کرده!حالا تحولی توش ایجاد می شه و درس خون میشه!معنی نداره این دانش آموز درس خون به نمره ی 17-18 اکتفا کنه! این فرد اگه نمره ی 19 هم بگیره راضی نخواهد بود . به عنوانی خوشبخت نخواهد بود! هر چقدر هم به خودش بگه من یه زمانی با 10 درسا را پاس می کردم بازم دلش راضی نمیشه . خوب الان وضع فرق کرده!

هدفم از نوشتن این مطلب این بود که ما باید در هر لحظه ای که هستیم ، در هر موقعیتی که هستیم ، هر وضعی که در زندگی داریم ؛ سعی کنیم به معنای واقعی خوش بخت باشیم!حرص برای رسیدن به چیزهای جورواجور نداشته باشیم! باور کنید بعد رسیدن به همه ی اون چیزهایی که یه زمانی واسمون رویا بودن خیلی هاشون واسمون رنگ می بازن!

ای کاش لذت مسیر را به خاطر مقصد فدا نکنیم!

برای رسیدن به اهدافمون تلاش کنیم.نمی گم نکنیم.من مخالف ثروتمند بودن ، تحصیل کرده بودن و... نیستم.بلکه وظیفه ی هر انسانی می دونم هدفش باشه که روزی ثروتمند بشه ، دکتر بشه ، مهندس بشه و به اصطلاح برای خودش کسی بشه ولی خواستم بگم اینا همه چیز نیست!

باید به اینها برسیم ولی اگه نرسیدیم اون قدرها غصه نخوریم.سعی کنیم اصل را بر خوشبخت بودن قرار بدیم.اگر ما به همه ی این موفقیت ها برسیم ولی آرامش نداشته باشیم واقعا این موفقیت معنایی دارد؟

البته رسیدن به موفقیت مستلزم کشیدن سختی های بسیاری است. مثلا کسی بدون زحمت زیاد هرگز  پزشک نخواهد شد ! تمام سختی هایی که یک فرد در راه قبولی در کنکور می کشه باید کشیده بشه! متنفرم از اون کسانی که به خاطر کمی آرامش و راحتی ،  تن به سختی نمیدن و میگن مگه ما چقدر عمر می کنیم.یک انسان عادی باید تمام عمر زحمت بکشه!ولی این سختی منافاتی با خوش بخت بودن و داشتن آرامش نداره!

من خواستم بگم اگه واقع بینانه نگاه بکنیم خیلی ها به خاطر شرایطی که بعضا دست خودشون نبوده و یا گاها غفلتی که دیگه واسش جبرانی وجود نداره زمین و زمان را فحش میدن که چرا زندگی ما باید این طوری باشه و زندگی فلانی این طوری! حالا که کاری از دستت بر نمیاد باید بدونی میتونی( کاملا واقع بینانه می گم ) تو همون موقعیتی که هستی بهترین باشی و از خوشبختی و آرامش برخوردار باشی . زندگیتو بابتش تباه نکن!باور کن میتونی تو همین وضع خوبشبخت تر از همه ی کسانی که آرزوشونو داری حاشون باشی زندگی کنی!

باور کن می توانی برای خودن ستاره باشی!




طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ دوشنبه 17 مرداد 1390 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ اراس ]
ستاره فقط تو دل تاریکی شبه که می درخشه


آراس



طبقه بندی: دست نوشته ها، جملات قصار،
[ پنجشنبه 26 خرداد 1390 ] [ 01:04 ب.ظ ] [ اراس ]
متاسفانه در جریان افتتاح پالایشگاه آبادان به گفته ی مقامات رسمی 2 نفر کشته و 20 نفر مجروح شدند.اما وقتی به دلایل وقوع این انفجار که از سوی رئیس کمیسیون انرژی مجلس اشاره شده نگاهی می اندازیم می فهمیم که رئیس دولت به خاطر این که در سالروز آزاد سازی خرمشهر کاری انجام داده باشد اقدام به افتتاح زود هنگام این پالایشگاه کرده!
البته انجام این کار از سوی ایشون زیاد عجیب نبوده!هنوز خاطره ی راه آهن اصفهان شیراز از ذهنمون پاک نشده اما مسئله ای که خیلی اذیتم می کنه اینه که آقایونی که ادعای دینداری دارن تو کتاب مقدسشون قرآن نخوندن که اگر یک نفر به ناحق کشته بشه انگار تمام مردم دنیا کشته شدن!
جواب خانواده های اون 2 نفر را کی می خواد بده؟اصلا جواب اون 2 نفر را کی می خواد بده؟اونا مگه حق زندگی نداشتن؟چرا باید به خاطر جاه طلبی های یک نفر خانواده های زیادی عزادار بشن و عده ای از هستی ساقط؟
واقعا چرا؟

در ادامه ی مطلب می تونید توضیحات کاتوزیان درباره ی حادثه ی آبادان را که از
تابناک برداشته شده بخونید!

ادامه مطلب

طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ جمعه 6 خرداد 1390 ] [ 01:41 ب.ظ ] [ اراس ]
  به حرف مردم اعتنا نکن اما بدان خودت هم جزء همین مردمی! 





                                                                            آراس 



طبقه بندی: جملات قصار، دست نوشته ها،
[ پنجشنبه 5 خرداد 1390 ] [ 12:24 ب.ظ ] [ اراس ]

  تحمل نامرد از تحمل نامردی سخت تر است 



                                   



                                                                             آراس 


طبقه بندی: دست نوشته ها، جملات قصار،
[ پنجشنبه 5 خرداد 1390 ] [ 12:04 ب.ظ ] [ اراس ]

  ای کاش حقیقت را زیر چرخ های غرورمان له نمی کردیم 




       

                                                آراس 



پ.ن1:کاش قواعد زندگی تو دنیا یکمی ساده تر بود! دنیا مجبورت می کنه پیچیده رفتار کنی!

پ.ن2:از صمیم قلبم شادی روح اسطوره فوتبال ایران ، خوش تیپ ترین فوتبالیست و یار همیشگی مردم ، ناصر خان حجازی را آرزومندم.
خدایش بیامرزد!



طبقه بندی: دست نوشته ها، جملات قصار،
[ چهارشنبه 4 خرداد 1390 ] [ 04:02 ب.ظ ] [ اراس ]


ببینید کار انسانیت به کجا رسیده که انجام کارهای خوب را که وظیفه است ، مرام گذاشتن
می خوانند!




                                                                                  
  آراس 


طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ اراس ]

خطرناک ترین انسان ها کسانی هستند که به خوبی ها اعتقاد دارند  و از آنجایی که کارهای نیک معمولی را زیاد انجام می دهند به خوبی شناخته می شوند اما توان روحی انجام کارهای خیر بزرگ را ندارند . پس در مواقع حساس تشخیص اشتباه بودن کارشان سخت است چون توجیه های غیر واقعی آنان در نزد شما بدلیل پیشینه ی خوبی که از این افراد در ذهن تان دارید واقعی جلوه می کنند!


                   
                                                                                     
  آراس 





طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ یکشنبه 21 فروردین 1390 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ اراس ]
وقتی به اکثر افراد دور و برم نگاه می کنم به این فکر می رسم که شاید آنها لیاقت


بهشت را نداشته باشند اما لایق جهنم هم نیستند!




  آراس 



طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ چهارشنبه 17 فروردین 1390 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ اراس ]
  این درست است که یک نور کوچک نمی تواند کل تاریکی ها را از بین ببرد اما کل تاریکی ها هم نمی توانند آن نور کوچک را نابود کنند!   



  آراس 



طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ جمعه 12 فروردین 1390 ] [ 11:22 ق.ظ ] [ اراس ]
وقتی شیشه ای شکسته میشه انتظار نداریم دوباره درست بشه ، پس چرا وقتی دلی را میشکونیم انتظار داریم دل شکستگی زود فراموش بشه!




  آراس 



طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ پنجشنبه 11 فروردین 1390 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ اراس ]
خیلی سخته بخوای ولی نتونی،ولی سخت تر از اون اینه که اصلا نخوای!


    آراس  



طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ دوشنبه 8 فروردین 1390 ] [ 09:26 ب.ظ ] [ اراس ]
من در زندگی  یاد گرفتم دوست بدارم بدون اینکه دوستم داشته باشند ؛ تنها اینگونه است که میتوانم شاد زندگی کنم

پ.ن:اینطوری حرفها و حرکات هیچ کس واسم اهمیت پیدا نمی کنه و بهم بر نمی خوره و اون چیزی که مهمه خوب بودن من و محبت کردن من به دیگرانه!البته نباید توش زیاده روی کرد.اینو گفتم تا دلم که داره میره تبدیل به سنگ بشه،سنگ نشه!تا جایی که خردت نکنن همه رو دوست داشته باش و به همه بی منت خوبی کن!
خدایا من همون آدمم که یک سال پیش منتظر تحویل سال نوبود؟این همون دله؟این همون فکره؟
فکر نمی کردم دانشگاه تا این حد منو بی رحم کنه که حتی به خودمم رحم نکنم!!!




طبقه بندی: دست نوشته ها،
[ پنجشنبه 26 اسفند 1389 ] [ 04:53 ب.ظ ] [ اراس ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic